السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

549

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « بِما كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آياتِي وَرُسُلِي هُزُواً » ) * در معناى اين است كه فرموده باشد : « بما كفروا و ازدادوا كفرا باستهزاء آياتى و رسلى » يعنى به خاطر كفرى كه ورزيدند ، و آن را با مسخره كردن آيات و رسولان من دو چندان نمودند . * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا » ) * . به كلمه « فردوس » هم ضمير مذكر برمىگردد و هم مؤنث و به طورى كه گفته شده كلمه اى است رومى به معناى « بستان » و بعضى هم گفته‌اند كلمه اى است سريانى به معناى تاكستان و اصل آن « فرداس » بوده ، و بعضى ديگر گفته‌اند كلمه اى است سريانى و به معناى باغ انگور . و بعضى گفته‌اند كلمه اى است حبشى و بعضى گفته‌اند عربى است و به معناى باغ پر درختى است كه بيشتر درختانش انگور باشد . بعضى خواسته‌اند از اينكه * ( « جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ » ) * را « نزل » خوانده ، آن چنان كه قبلا جهنم را براى كافران نزل خوانده بود استفاده كنند كه در ما وراى بهشت و دوزخ ، ثواب و عقاب ديگرى است كه به وصف در نمىآيد . و چه بسا اين مفسرين استفاده مذكور خود را با امثال : « لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَلَدَيْنا مَزِيدٌ » « 1 » و آيه « فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ » « 2 » و آيه « وَبَدا لَهُمْ مِنَ اللَّه ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ » « 3 » تاييد مىكنند . * ( « خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا » ) * . كلمه « بغى » به معناى طلبيدن است . و كلمه « حول » به معناى تحول است . و باقى آيه روشن است . بحث روايتى در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابى الطفيل روايت كرده كه گفت : من از على بن ابى طالب شنيدم كه در پاسخ ابن الكواء كه از آيه * ( « هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا » ) * پرسيده بود فرمود : مقصود فاجران قريش است « 4 » .

--> ( 1 ) در بهشت براى ايشان است هر چه را كه بخواهند ، و نزد ما بيش از آن است . سوره ق ، آيه 35 . ( 2 ) هيچ كس نمىداند كه چه چيزهايى كه مايه روشنى چشمها است برايش پنهان كرده‌ايم . سوره الم سجده ، آيه 17 . ( 3 ) و از ناحيه خدا چيزهايى ديدند كه هيچ احتمالش را نمىدادند . سوره زمر ، آيه 47 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 253 .